مرگ سر تروریست رژیم قاسم سلیمانی و دستگیریهای گسترده متعاقب آن بویژه در آزربایجان جنوبی!

Google+ Pinterest LinkedIn Tumblr +

مرگ سر تروریست رژیم قاسم سلیمانی و دستگیریهای گسترده متعاقب آن  بویژه در آزربایجان جنوبی!

در شرایطی که رژیم اشغالگر موسوم به جمهوری اسلامی  با نارضایتی عمومی مزمنی مواجهه و اعتراضات مختلف مردمی روز به روز وسیع تر و جدی تر و رادیکالتر شده  و تقریبا تمام تحرکات اعتراضی بلافاصله اوج گرفته و خواسته های مردمی تمامیت رژیم را هدف قرار داده است.

در حالی که دراعتراضات خونین آبان ماه، سپاه جنایتکار و مزدوران اجیر شده سلیمانی در کمتر از ۴۸ ساعت با استناد به خوش بین ترین روایت ها ، بیش از ۱۵۰۰ نفر از مردم معترض به سیاستهای سرکوبگرانه و غارت و چپاول دارائی هایشان را به خاک و خون کشید ، بر همگان آشکار گردید که بین مردم و رژیم دریائی از خون آزادیخواهان وجود دارد و ملتهای تحت ستم  در هر شرایطی به کمتر از سرنگونی آن قانع نیستند و قصد کوتاه آمدن نیز ندارند.

در حالی که رژیم در تدارک برپایی مجدد سیرک سیاسی موسوم به «انتخابات» در ماههای آتی می باشد  و تقریبا برایش مسجل شده است که با تشدید نفرت مردم و حتی بخشی از بدنه خود رژیم در اثر سرکوبهای خونین اخیر تنور انتخابات سرد و بی فروغ خواهد بود.

در عرصه بین المللی نیز حذف حقارت بار قاسم سلیمانی بعنوان نماد و سمبل ارتجاع و تروریسم صادراتی رژیم تهران ،  توسط ارتش امریکا و سپس نمایش مسخره ای تحت عنوان انتقام سخت از آشیانه های متروکه نیروهای امریکایی ، هیمنه پوشالین نظام هم در خارج و هم در داخل به گل نشست.

رژیمی که با کمبود بودجه مواجهه و جنایتکاری چون جهانگیری از نداشتن پول کافی برای پرداخت به وزارتخانه می نالد! به یکباره با بسیج تمامی مزدوران و جابجائی آنها در سطح سرزمینهای اشغالی و هزینه کردن میلیاردی برای نمایشهای سوگواری سرکرده مزدورانش سعی کرد تا به جهانیان چنین القا نماید که از حمایت مردمی بر خوردار میباشد .غافل از آنکه:

الف- مشخص شد که در جغرافیائی با ۸۰ ملیون جمعیت، بسیج ماکزیمم چند صد هزار نفر  از سراسر سرزمینهای اشغالی ، آن هم  از مزدوران و جیره خوارانش نه تنها نشان مشروعیت نیست بلکه نشان دهنده درماندگی و استیصال کامل آن میباشد.

ب-با کشته شدن بیش از ۸۰ نفر زیر دست و پا صرفا جهت زیادترنشان دادن جمعیت به هر بهایی ! بار دیگر ماهیت ضد مردمی و جنایتکارانه آن بر ملا گردید و حتی جیره خواران و کاسه لیسان رژیم نیز دریافتند که جان آنها برای رژیم هیچ ارزشی ندارد.

ج- در دوران حکومتهای توتالیتری همچون نازیسم در آلمان و استالینیزم در شوروی با مرگ سران آنها ما بارها  شاهد شوهایی این چنینی در جهت مشروع بودنشان و قدرت نمائی کاذب بوده ایم و تقریبا همه می دانند که در چنین شرایطی حداکثر ظرف  چند سال رژیم های دیکتاتوری نه  تنها بواسطه عدم حمایت مردم و توسط همان مردم سرنگون می شوند  بلکه مردم از سرنگونی آنها بی نهایت شادمان نیز می گردند. طالع و سرانجام این رژیم نیز چیزی جز این نباید باشد.

رژیم برای برون رفت از این بحران قصد داشت تا با تبلیغات کر کننده چنین وانمود کند که نه تنها با مرگ سلیمانی نقشه و سرمایه گذاریش در منطقه با شکست مواجهه نشده بلکه به چنان قدرتی رسیده که حتی توان پاسخگویی نظامی به تنها ابر قدرت جهان را دارد !؟ ولی شلیک ابلهانه چند موشک غیر مؤثر و ادعاهای غلو آمیز اولیه و سپس انکار و عقب نشینی ذلت بار بعدی ، ماهیت غیر معقول خود را بار دیگر نشان داد. مضاف بر آن با سرنگون کردن یک هواپیمای مسافربری خارجی بر فراز تهران که کمتر از ۶ دقیقه از باند فرودگاه بلند شده بود نشان داد که ببری کاغذی بیش نبوده و تمامی ادعاها و قدرت نمایی های آنها دروغ و اوهام و صرفا در جهت فریب افکار عمومی و بویژه ملل تحت ستم می باشد.

پر واضح است که در این شرایط ، رژیم در زیر فشار سخت بین المللی ، تصویه حسابهای داخلی و شکست ابهت پوشالی سپاه جنایتکارش برای روحیه دادن به مزدورانش در اقدامی گسترده و با هدف ایجاد رعب و وحشت و ترس در میان مردم دست اندرکار هجوم و بازداشت فله ای فعالان سیاسی مظنون به فعالیت در آزربایجان جنوبی شده است . زهی خیال باطل که همین نوع برخوردها به نوبه خود موجب تشدید و اوج گرفتن خشم فروخورده ملتها خواهد شد و رژیم طرفی از این سرکوبگری هایش نخواهد بست.

«جبهه ملل برای تعیین حق سرنوشت» با تقبیح و محکوم نمودن اینگونه اقدامات غیر انسانی و بزهکارنه رژیم تهران که از مصادیق بارز سلب آزادیهای مشروع شهروندان از جمله حق آزادی بیان و شرکت در اجتماعات است ، رژیم تهران را از ارتکاب اینگونه اقدامات غیر انسانی و سبوعانه  برحذر میدارد.

به باور «جبهه ملل برای تعیین حق سرنوشت» دورنیست با خیزش عمومی و انقلابی مردم  و اتحاد ملل تحت ستم ، طومار حیات ننگین رژیم و تفکر ایرانشهری آن برای همیشه در این منطقه پیچیده شده و به زباله دانی تاریخ افکنده و با استقلال ملل تحت ستم و احترام به حقوق همدیگر منطقه ای عاری از جنگ و خونریزی و سرشار از شادمانی و رفاه و آزادی فراهم گردد.

«جبهه ملل برای تعیین حق سرنوشت» ضمن حمایت ازموج جدید  اعتراضات باور دارد که در نهایت این مردم هستند که در رویارویی با ماشین سرکوب رژیم، پایان عمر ننگین تفکر نژادپرستانه و توسعه طلبانه را اعلام و رهایی نهایی خود را با تشکیل دولتهای مستقل با احترام به حق حاکمیت همدیگر رقم خواهند زد.

«جبهه ملل برای تعیین حق سرنوشت» باور دارد که هر حرکت سرکوبگرانه رژیم نه تنها باعث ترس و عقب نشینی مردم و فعالان ملی نخواهد شد بلکه همچنان که در روزهای اخیر شاهد بودیم هر روز شعارها و خواستهای مردم رادیکالتر شده ودور نیست که با قیام همگانی تفکر نژادپرستانه  برای همیشه به زباله دانی تاریخ افکنده شود. 

زنده با قیام ملتها بر علیه رژیم اشغالگر!

Share.

About Author

Leave A Reply